تبليغاتX
بچه ناف آباده - بنياد هاي تاريخي سرزمين آباده

بنياد هاي تاريخي سرزمين آباده

 

بنابر آنچه كه از مستندات تاريخي استنباط مي شود از دوره هخامنشيان  و ساسانيان حد  

 

فاصل دشتهاي آباده اصفهان   زيستگاه  چادر نشيناني بنام كرد بو ده است1

 

و جود واژگان مشتركي  همچون چغا در ادبيات كرد زبانان ايران زمين به

 

مفهوم تپه  سنگي [1][1]و  صغاد كه ظاهرا پس از حمله اعراب بدين نام خوانده شده است و

 

هنوز هم در ادبيات عاميانه   چغا خوانده مي شود  نشانگر پيوند هاي مشترك اين مناطق

 

بسيار دور افتاده از هم از لحاظ مكاني است.هر چند  منابع مكتوب پيشينه سكونتگاهي

 

اين قلمرو جغرافيايي را به عصر هخامنشيان باز مي گرداند؛ ليكن بنظر ميرسد با توجه به

 

حضور شواهد مورفيك و زمين ريخت شناسي كه در گفتار پيكر شناسي زمين بدان

 

خواهيم پرداخت شرايط زيستگاهي براي حضور اقوام اوليه در اين سر زمين حد اقل از

 

هزاره سوم قبل از ميلاد فراهم بوده است.واژگان آشنايي  مانند جز مودق درغوك-

 

دهدق وا بستگي كامل شكل گيري شرايط پيدايش مدنيت را به اعصار بعد از ذوب يخ و

 

تشكيل درياچه هاي محلي به عنوان ترمينالهاي نهايي تجمع يخ آبهاي كواترنر   تا حدود

 

 هزاره چهارم قبل از ميلاد را  نشان مي دهد. هر چند اين نكته از لحاظ تاريخي داراي

 

اهميت بسيار زيادي است كه اذعان كنيم بدليل عدم گستردكي مرز هاي درياچه اي در

 

اين قلمرو امكان بوجود آمدن  تمدنهاي مقتدر نيز فراهم نبو ده است.به عبارت ساده تر

 

آنچه كه از لحاظ مورفيك در اين منطقه جغرافيا يي حاكميت دارد اين است كه يك

 

همبستگي قوي را بين  حجم مدنيت و مرزهاي درياچه اي مي توان احساس كرد .

 

مقايسه شواهد زيستگاهي آباده و ابرقو نشان مي دهد كه  پلاياي فعلي ابرقو كه در

 

دوران مرطوب گذشته مملو از آب بوده است بعنوان يك پتانسيل قدرتمند محيطي

 

توانسته است دوازده  سكونتگاه باستاني بنام دوازده ماه سال كه بنيادهاي تاريخي آنها

 

به قبل از اسلام و آيين مهر پرستي ميرسد را سامان بخشي كند . مهر آباد ؛اسفند آباد؛

 

اردي ؛ مدوئيه نمونه هاي صادقي از مثال اخير بشمار مي روند. تمامي اين روستاها بر روي

 

خط تراز 1480 متري قرارگرفته اند1حتي شهر باستاني ابرقو نيز كاملا بر تراس بالايي درياچه ابرقو منطبق است.  تمامي آبهاي حاصل از ذوب  صفحات عظيم يخي دشتهاي اقليد  آباده و تا حدودي نجف آباد  از طريق دهليز گاشار  بدرون  حوضه بسته ابرقو تخليه شده اند.  چاله  هاي   تكتونيكي    منطقه آباده بدليل اينكه  هرگز   يك ترمينال نهايي  ذوب نبوده اند نتوانسته اند منابع سرشاري از آب را جذب كنند اينها درواقع پيشمرگان درياچه ابرقو بشمار مي روند. سطح ناچيز اين درياچه ها و به عبارت بهتر تالابها گرو ههاي اندكي از جمعيت هاي اوليه را به دور خود گرد آورده است و به همين دليل است كه  مدنيت نظير آنچه كه در كاشان و يا ابرقو مشاهده ميشود از يك حجم گسترده   عملياتي در اين منطقه بر خور دار نمي باشد. و به همين دليل است كه از مراكز   باستاني سكونتگاهي در آباده در لابلاي متون تاريخي كمتر سخني به ميان آمده است.به هر صورت حضور منابع آب يك را بطه مشخص و منطقي را با بنياد هاي تاريخي زيستگاهي انساني در منطقه بنام قلعه گبري  نشان مي دهد. نام گبر در ادبيات  تاريخي ايران همواره براي ناميدن  زرتشتيان قبل از اسلام بكار رفته است.چندين مورد از اين  دژ هاي دفاعي در منطقه آباده  تحت عناوين قلعه گبري خواجه؛ صغاد؛ سورمق؛ چهل زرعي؛ تنگ تنور؛ وزير آباد گزارش شده است1وجود منابع آب راكد در پايين دست و ضرورت امر دفاع تنها تو جيه منطقي است كه براي حضور اين مظاهر اوليه تمدن  مي تواند وجود داشته باشد. تقريبا تمامي منابع تاريخي بر اين نكته پافشاري مي كنند كه بهرام گور ساساني در دشتهاي اطراف آباده در باتلاق فرو رفته است. مناطق اخير شامل نواحي بين آباده و شورجستان ؛حوالي آسپاس و دشت مجاور سورمق است مشاهدات صحرايي نشان مي دهد كه در تمامي مناطق اخير رسوبات ريز دانه درياچه اي و بويژه خاكهاي رس بعنوان پديده غالب خاك شناسي بشمار ميرود . پاره اي از اين رسها تا چند سال گذشتهدر وزير آباد   مورد استفاده كوزه گري قرار مي گرفته اند.و جودقطعات پراكنده سفال در قلعه گبري كوشكك و خواجه نشان ميدهد كه در گذشته مدنيتهاي گبر نشين كاملا با فن سفالگري و سراميك آشنايي داشته و از رسهاي آهن دار اخرايي جهت استحكام بيشتر ظروف سفالين  استفاده شده است1 پراكندگي مكاني قصرهاي بهرام گور با لبه هاي تراسي درياچه هاي قديمي مطابقت دارد اين ماندگارهاي تاريخي شامل شامل ويرانه هاي هفت قصر بنام هفت گنبد آسمان و هفت رنگ شامل گنبد كبود در سورمق ؛ كوشك زرد در ناحيه غربي آباده گنبد سفيد در صفا شهر و چهار مجموعه ديگر است2مدنيت مكتوب آباده با گفتار ابن بلخي آغاز مي شود. او در فاصله سالهاي 500 تا 510 هجري قمري آباده را از ناحيه ارودبزرگ و كو چك مشخص كرده آنرا جزء كوره استخر مي داند و مي نويسد؛ ارود كوچك و بزرگ مرغزاري است ؛طول آن سي فرسنگ و ناحيتي است در اين مرغزار او در اين بخش مشخصا از ده گردو؛ آباده و شور جستان نام مي برد1در ايزد خواست منابع موجود خبر از آثاري مي دهند كه سابقه آن به قبل از اسلام باز مي گردد. ماكسيم سيرو باستان شناس فرانسوي معتقد است كه نخستين مسجد ايران بر فراز آتشكده ساساني در قلعه ايزد خواست بنا گرديده است2. همو از سد ايزد خواست به عنوان اولين سد قوسي جهان ياد ميكند3مطالعه خصوصيات اين سازه مخروبه كه فروريزش آن را ميتوان به يك مگا سيلاب نسبت داد نشان مي دهد كه  طراحان آن كاملا با  اصول سازه هاي هيد رو ليك آشنايي داشته اند. و مكان يابي آن در  1600تا 2000   سال قبل   دقيقا بر جايي استوار است كه مهندسين مشاور  پاراب آن را محل مناسب  احداث سد تشخيص داده اند. پيشينه  قلعه باستاني ايزد خواست به ساسانيان باز مي گردد. ساختمانهاي اين قلعه داراي مور فو لوژي خاص دوره ساسانيان  و داراي چهار طاقي هايي است كه آتشگاه و نيايشگاه عامه بو ده است،4 .ميرزا محمد صادق مو سوي نامي اصفهاني در شرح و قايع سال 1172 هجري قمري آباده را نسبت به ساير نواحي مجاور آن مکاني پر رو نق مي داند كه امكان بدست آوردن آذوقه  در آن ميسرو ممکن است5آباده در دوره قاجار به علت قرار گرفتن بر سر راه اصفهان به شيراز همچنان از رونق بر خو ردار بوده به نحوي كه شيرواني كه در همان زمان از اين شهر گذر كرده است مينويسد: آباده شهر چه اي است  مشتمل بر پانصد باب خانه معمور و حدود بيست قريه آبادان دارد1 ترديدي در اين نكته وجود ندارد كه تبعيد شاه اسماعيل سوم نقطه عطفي در تكوين مدنيت مدرن آباده بشمار  ميآيد.سيد ابو تراب آخرين باز مانده سلسله صفوي است كه بدست كريمخان زند در يك روند فر مايشي به اين منطقه تبعيد ميشود. كريمخان براي تثبيت پايه هاي قدرت خود  اين شاه فرمايشي را به آباده مي فرستد و خود را وكيل الرعايا مي نامد. سيد ابو تراب قلعه اي بنام قلعه شيرازي ساخت . ريخت شناسي اين قلعه كاملا با الگو هاي يك شهر شرقي و اسلامي  با داشتن عناصر كالبدي همچون مسجد ؛ بازار ؛ تيمچه؛ حمام مطابقت دارد. بخش عمده اي از اين عناصر نوين مدنيت  مانند مسجد وبازار كهنه هنوز هم ماهيت كاركردي خود را حفظ كرده اند.به امرشاه عده اي از طوايف کرجه اي و هرندي از اصفهان به آباده آمدند و مامور عمران و آبادي شهر شدند. بتدريج قلاعي مانند مير پنج؛ قلعه كهنه و قلعه نارنجي كه پيشينه آن مربوط به  ساكنان تمدن باستاني نارنج قلعه است شكل گرفته و  هسته مركزي امرو زين شهر را شكل داد . هر چند هر كدام از روستاهاي اطراف آباده به دليل ضرورت امر دفاع داراي يك قلعه منحصر بفرد خود بو ده اند . در اين ساخت و سازها آب به عنوان محكمترين دليل در ريخت شناسي   ساخت است به نحوي كه ساخت قلعه اي كاملا با شبكه شرياني قنات مطابقت دارد به عبارت ساده تر ريخت شناسي اقتصادي روستا كاملا  از جريان آب قنات تبعيت ميكند در حالت اخير متمولترين افراد كه گروه مالكين را تشكيل مي دهند در مظهر قنات و بتدريج شيب هيدرو ليكي با شيب اقتصادي همساز شده و فقير ترين  افراد كه در هرم قدرت روستا خوش نشينان محسوب مي گردند در پاياب قنات جاي ميگيرند اين در واقع سر آغازي بر يك ريخت شناسي طبقاتي روستايي است كه بعدها مدل سازي آن به راحتي به جامعه شهري منتقل ميشود. فيروزي مصداق بارز وضعيت اخير بشمار مي رود.در هنگام اشغال جنوب ايران توسط انگلستان سر زمين آباده شاهد رشادتهاي فراواني بوده است.اين در واقع يك مقطع  درخشان تاريخي و به يقين قويترين  حركت  وجدان بيدار  اين شهر در   يك حركت     ناسيوناليستي براي دفاع از  آب و خاك است. در 1916 ميلادي از طرف اشغالگران انگليسي آباده پس از شيراز به عنوان دومين پايگاه انتخاب شده. و s.p.r يا پليس جنوب در آن استقرار مي يابد.1 تود ه هاي مردمي در يك بسيج همگاني با كمترين امكانات به مبارزه با اشغالگران پرداختند.در ژوئن 1918 بر اثر شيوع وبا و مرگ محمد علي خان قشقايي فرمانده بريگارد آباده افراد پليس جنوب بر مردم غلبه كرده و به قتل و غارت شهر پر داختند.و در نتيجه مردم صدمات جاني و مالي فراواني را متحمل شدند1 سربازان هندي و انگليسي تمامي خانه ها را غارت كردند به پول نود سال قبل نزديك به دو ميليون تومان اموال مردم را به يغما  برده و به بدترين شكل ممكن شهر را دستخوش چپاول خود ساخته و در حدود دو هزار نفر كشته و 126 نفر اسير ميشوند2 اينها در واقع اولين شهداي  گمنام اين مرز و بو مند. در سال 1302 هجري شمسي همزمان با يزد آباده به عنوان چهلمين شهرستان ايران اعلام مو جوديت سياسي نمود واين در حالي است كه  تعدادي از مراكز  فعلي استانهاي ايران همچون ياسوج اصولا به عنوان يك نقطه شهري به حساب نمي آمده اند در سال 1345 در مقابل 900 نفر جمعيت ياسوج ؛ آباده داراي 15888 جمعيت بود  . اين شهر ستان   در بدو تاسيس داراي وسعتي معادل     36000 كيلومتر مربع با پنج بخش تابعه و اينك داراي وسعتي معادل 6/1  استعداد هاي اوليه عرصه خاك ميباشد . ارقام اخير به مفهوم از دست رفتن نزديك به 700 متر مربع ارزشهاي آب و خاك در هر دقيقه از مجموعه اقتصادي شهر ستان است.

 

 

 



 



1 امان الهي 1370 ص2

2 در ادبيات كرد براي ناميدن تپه ها ي سنگي از واژه چغا (CHOGHA)و تلهاي خاكي از كلمه توه(TOVAH)استفاده مي شود مانند چقا گلان ؛ سياه چقا ؛ سفيد چقا ؛ مارانتو؛ كاشانتو در دشت بيستون كرمانشاه   (تقي زاده 1370 تحقيقات)

1 نقشه تو پو گرافي ابركوه مقياس 50000/1

1 صداقت كيش 1360 ص 27

1 مشاهدات شخصي

2 فسايي 1367 ص 124

1 صداقت كيش 1360 ص 28

2 رنجبر و سايرين1373 ص64

3 پيشين ص 210

4 شريف 1345 ص51

5 دايره المعارف بزرگ اسلامي 1369 ص24

1 شيرواني 1342 ص 60-61

1 (صداقت كيش 1360 ص 34)

1 دايده المعارف بزرگ اسلامي 1369 ص24

2 صداقت كيش 1360 ص 28

/abadehsearch.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 21:4  توسط narmah  |